عبدالله مستوفى

176

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

آزادى رعايت ميشد ، روزنامه‌ها هم آزاد بودند و بدون رضايت ضمنى سران آزاديخواه ، كسى رئيس الوزراء نميشد . اين بود كه با نبودن مجلس هم باز همان سعى و مجاهدت ، از طرف احزاب و بخصوص سردسته‌ها ، براى چپاندن پارتيهاى خود در كار بود . بنابراين . قسمتى از اين معطلى رئيس الوزراء و عدم كاميابى او نتيجهء ملاحظات و رقابتهاى حزبى و جا سنگين بودن سپهدار اعظم بشمار ميآمد . عزل استراسلسكى ولى تشكيل نشدن كابينه ، مانع آن نبود كه آقاى رئيس الوزراء در تاريخ هشتم عقرب در ضمن بيانيهء خود از وخامت اوضاع كشور ، و پيچيدگى كارهاى عمومى با كلمات و اصطلاحات غير مأنوس و تعبيرات غير عادى ، قلم‌فرسائى كرده ، و افكار عامه را بيشتر مغشوش كند ، و چون اضداد او شهرت داده بودند كه تعيين اين رئيس الوزراء براى تجديد اجراى قرارداد است ، شرحى هم راجع به بىاصلى اين انتشارات در پايان مشروحهء خود بقلم آورده و انفصال استراسلسكى را آن هم بامر اعليحضرت شاه ، به اطلاع عموم رسانده بود . پس از چند روز افسران روسى دويزيون قزاقخانه هم بروز فرماندهء خود ، مبتلا گشته ، كلا از خدمت خارج شدند . و رياست دويزيون قزاق بسردار همايون ، نوهء قاسم خان والى رسيد . اين قاسم خان كه والى گيلان بوده ، همان است كه نقش دو شاه و دو بىبى و يك آس را نقش مغلوب نشدنى ميدانسته ، و در پنجاه سال قبل آس‌بازهاى دوره اين نقش را قاسم خان والى موسوم كرده بودند . نميدانم پوكربازهاى امروز اين تسميه را كماكان دارند ، يا تجدد آن را هم عوض كرده است . عزل سركرده و افسران روسى ؟ آن هم بامر شاه ؟ ! اگر آنها گناهى مرتكب شده بودند ، چرا رئيس الوزرائى مثل مشير الدوله عزل آن‌ها را تصويب نكرده ، بلكه براى همين اختلاف‌نظر استعفا نمود ؟ اگر تقصير كار نبودند چرا اول اقدام رئيس الوزراى جديد ، قبل از هركار حتى تعيين وزراى كابينهء خود ، معزول كردن آنهاست ، سهل است ، دستخط شاه هم در اين باب صادر شده است ! توضيح مطلب بقرارى است كه خوانندهء عزيز ذيلا توجه ميفرمايد . انگليس‌ها ميخواستند وانمود كنند كه عقب‌نشينى بىدليل آترياد رشت بآقابابا ، بر اثر دستور اين سركردهء روسى بوده است . شايد در ضمن بدشان هم نمىآمده ، كه استراسلسكى را بالشويك هم قلم بدهند . در صورتى كه به زودى خواهيم ديد كه اين عقب‌نشينى ، بموجب دستور غير رسمى و دوستانهء مأمورين خودشان بروساى ايرانى قزاق بوده ، كه اولا براى برپاداشتن كودتا ، آترياد رشت را كه براى اين كار در نظر گرفته بودند ، به شهر تهران و محل كودتا نزديك‌تر كنند ، و ثانيا تقصير اين عقب‌نشينى بىجهت را به گردن روسها وارد كرده ، و به اين گناه آنها را از كار خارج نمايند تا كودتاچىهاى ايرانى در آينده ، بىموى دماغ بتوانند منويات آنها را در زمينهء كودتا بىسروصدا انجام دهند . شايد مشير الدوله هم از همين راه به مقصود اصلى آنها ، يعنى فكر برپاداشتن كودتا